ملتهای مسلمان باید روز بروز به یکدیگر نزدیک شوند و بیش از پیش در جهت وحدت گام بردارند زیرا تنها راه مقابله با جبهه دشمنان اسلام ، شکل گیری جبهه متحد امت اسلامی است.
  • ???? ????
  • ?????? ?? ????
  • ?????? ?? ??
  • ?????
  • ??????
  • ?????? ??? ???????
  • ????? ?????
  • ????? ??????
  • ???? ? ????
  • ?????
  • ????? ??
HyperLink
سامانه آموزش مجازی نهاد
سامانه رابطین مرکز فرهنگی قرآن و عترت
HyperLink
HyperLink
HyperLink
HyperLink
HyperLink
HyperLink
HyperLink
 
 
دعا درماني در طب جامع اسلامي
موضوع مقاله: اسلام و سلامت نویسنده: محمدطه طرفي

دعا درماني در طب جامع اسلامي
حجت الاسلام و المسلمين محمدطه طرفي، حامد آرضايي


با توجه به روابط حاكم بر جهان هستي و بررسي قوانين موسوم به قوانين عمل و عكس العمل و تأثير انرژيها بر يكديگر و اثبات برخي از اين قوانين از جمله تأثير صوت (با توجه به اين كه ما در دريايي از صوت زندگي مي‌كنيم و حتي پيش از تولد در آن غوطه‌ور بوده‌ايم) اعتقاد، تمركز، آوا، امواج موسوم به آلفا، بتا، تتا و انواع ريتمها و اشكال و صور بر وقايع جاري و به خصوص بر جسم، روح، روان و محيط، مبحث دعادرماني امروزه كاملا جنبه علمي به خود گرفته است. در بسياري از انجمنهاي روحي و علمي جهان دعاهاي مختلف و مبسوطي را كه در فرهنگها و تمدنهاي گوناگون مورد استفاده قرار مي‌گيرد را مطالعه و بررسي مي‌نمايند. آنها متوجه بسيار گسترده دعادرماني شده‌اند و معتقدند كه دعادرماني به همان نسبت كه باعث سلامت جسماني و رهايي كامل از تنشهاي روحي مي‌شود، موجب احياي دوباره در سطوح ذهني و جسماني و روحي است. دعادرماني بيشتر مورد توجه افرادي قرار مي گيرد كه احساس مي‌كنند سالم بودن چيزي بيشتر از بيمار نبودن است. عده‌اي از حكما [1] و شاگردان برجسته آنها با استفاده از تعاليم پيامبران الهي به اين دانش رسيده بودند كه براي درك كاربرد ارتعاشات شفابخش دعا بايد در مورد وجود انرژي يا نيروي در طبيعت در كيفيت تعديل استفاده كنيم، دعا و نيايش زاده طبع سليم و ضمير دست نخورده (ناخودآگاه) بشري است همچنين دعا به عنوان اولين دانش ابزاري و كاربردي بشر شناخته شده است، در تمام كتابهاي آسماني [2] و كتابهاي مذهبي اقوام مختلف از جمله: آزتكها، سرخپوستان هوپي [3] ستاره از مجموعه ستارگان ، ماياها [4]، چينيهاي قديم، هندوها و مصر باستان از دعادرماني صحبت شده و راههاي گوناگون استفاده مثبت يا منفي به معناي عام آن تعليم داده شده است در سرتاسر دنياي قديم مهارت شفابخش يا حرفه پزشكي معمولا موهبتي خدادادي تلقي مي‌شده است گاه هم به صورت حرفه‌اي بوده كه از پدر به پسر يا از استاد به شاگرد منتقل مي‌شده است و البته اين حرفه از يك سري قوانين و قواعد خاص خود پيروي مي‌كند در طب جامع اسلامي اشارات دقيق و قوانين خاصي در مورد درمان با دعا تبيين و آموزش داده مي‌شود كه مي‌توان گفت خلاصه و گزيده تمام علوم بشري در اين زمينه را در بر مي‌گيرد و طوري تنظيم و تدوين شده است كه هر محققي را كه در اين زمينه به تحقيق و كاوش پرداخته را متعجب و شگفت زده نموده است.


تاريخچه دعادرماني :
دعادرماني تاريخچه بسيار ديرينه‌اي دارد و در بين ملل گوناگون به شكلهاي گوناگون مورد استفاده بوده است. در قديمي‌ترين نوشته هاي خط تصويري (هيروگيريف) و خط ميخي مضامين دعاگونه‌اي يافت شده است به طوري كه مي‌توان گفت كه بشر حتي قبل از اين كه با هم‌نوع خود گفتگو كند با دعا كردن آشنا بوده و با خالق خود به نيايش پرداخته است. در كتابي كه به حضرت آدم (ع) منسوب است و به نام (گنزاربا يا صحف آدم) در بين بعضي از فرقه‌هاي مذهبي باستان وجود دارد و امروز نزد صابئيان مندائي نگهداري مي‌شود اشاره به دعا و كيفيت استفاده از آن ارائه شده است. همچنين در نوشته‌هاي به جا مانده از ادريس هرمس (المثلث بالحكمه) كه امروزه به نام حكمت هرميتكا شناخته مي‌شود اصول دعادرماني به وضوح آمده است. مناجاتهاي حضرت داوود كه معروف به (زبور الهي يا مزامير داوود) است نيز از همين قبيل دانشها هست كه امروز در بين معتقدان به اصول آن و برخي از معتقدان مذاهب الهي و آسماني مورد استفاده قرار مي‌گيرد. اين كتاب كلا به دعا پرداخته است و يكي از قديمي‌ترين متون كهن در اين زمينه به شمار مي‌رود و كتاب ديگري كه از قديم به جا مانده و مطالعه دانشمندان و محققين دعادرماني را به خود جلب نموده كتاب (نياني) يا نيايشهاي حضرت يحيي است كه به هر دو زبان سرياني فلسطيني و سرياني مندائي امروز موجود است (قوم از ياد رفته ، تأليف سليم برنجي)، اما در عصر حاضر صحيفه مباركه كامله سجاديه اين اثر گرانبها مرجع بسياري از درمانگران رومي قرار گرفته است. كتابها و مراجع نخست به علت نداشتن حالت اوليه و تغيير و تحريف در طي قرون متمادي و ترجمه‌هاي مختلفي كه روي آنها اعمال شده تقريبا خالي از نقص در باب خود نيستند و به همين علت با بسياري از قواعد كنوني علم دعادرماني سازگاري ندارند و در تجربه نيز بسياري از گزينه‌هاي آنها كارآمد نبوده است. بسياري از روشهاي فكري دعادرماني مصر باستان بر گرفته از روش يونانيان باستان بوده است، فيثاغورث و بقراط هر دو از انرژيهاي شفابخش دعادرماني ياد كرده‌اند، فيثاغورث گفته است كه انرژيهاي آن علت اصلي خلقت، آتش مركزي موجود در كائنات است كه تمام انرژيهاي شفابخش از آن سرچشمه مي‌گيرد، بقراط (پدر طب) اين انرژي شفابخش را (داروي طبيعي) ناميده است. در حدود پانصد سال قبل از ميلاد، فيثاغورثيها اولين كساني بوده‌اند كه دعادرماني را به صورت مدون و مشروح به عنوان يك ابزار شفابخش كه داراي اصول و قواعد خاصي است تثبيت كرده‌اند و آن را بين حكما و اطبا منتشر نموده‌اند. فيثاغورث ثابت كرده است كه ارتباطي قوي بين حروف، اعداد، موسيقي و حواس انساني و شعور حيواني وجود دارد. حكمت منتقل شده از حضرت ادريس«ع» و حضرت داوود«ع» كه در اصل اولين واضع علم طب بوده‌اند به اين حكماي يوناني منتقل شده است. شمنيزم [5] كه قدمتي هزارساله دارد اين نظريه را پذيرفته است و مردم تبت و اندونزي و بوميان استراليا و قبايل قديمي آفريقا همگي قوانين خاصي را در نوع استفاده از دعادرماني دارند. با مقايسه جامعي كه بين دعاهاي به جا مانده از باستان و دعاهاي منقول و روايت شده در متون ديني مسلمانان اين مسأله روشن مي‌شود كه اولا دعاهاي منقول در متون اسلامي بسيار جامع و گسترده و فراگير در تمامي زمينه‌ها بوده و حجم آنها نسبت به مقايسه با هر فرهنگ و مذهب ديگر بسيار بسيار زياد بوده و اصلا از نظر كميتي قابل مقايسه نيست. ثانيا دعاهاي روايت شده كه با اسناد صحيح نقل شده از نظر كيفيتي در سطحي بسيار بالا قرار دارند و شيوه دعادرماني در طب جامع اسلامي به همين علت از استحكام و كارآمدي بسيار بالاي برخوردار است و خود به تنهايي مي‌تواند متكفل درمان و بهبودي تمامي امراض و بيماريها و ناهنجاريهاي موجود در انسان و طبيعت در شرايط خاص باشد. در دين مبين اسلام از دعا به عنوان توده‌اي از انرژي كه بر جسم و جان انسان سريعا اثر مي گذارد ياد شده است گاهي هم از دعا به عنوان يك قدرت روحي [6] و عبادي، يك اسلحه كارآمد [7] و يك سپر محافظ [8] ياد مي‌شود [9].
طب جامع اسلامي و دعادرماني:
طب جامع اسلامي به علت فراگير بودن تمامي روشهاي درماني و اعتقاد به هفتاد درمان براي هر علت و دردي [10] در اين شيوه درماني بسيار گسترده است و به صورت كامل بحث نموده است. طب جامع اسلامي مباني منظم و هماهنگي را در اين راستا تنظيم نموده است. نگاه دين مبين اسلام به اين روش طبي همچون نگاه اين دين به ساير رشته‌هاي علوم الهي ديگر است و از آن جا كه به تمام ابعاد وجود انساني و كيهاني و فطري اشراف و توجه كامل دارد، دعادرماني را به صورت بسيار منظم و هماهنگ و تحت يك سري قواعد پيشرفته علمي و عملي معرفي مي نمايد و يادآوري مي‌شود كه آهنگها، اصوات، انواع ريتمها و ... بر جسم و روح انساني تأثير گذار بوده و اين تأثير ممكن است كه مثبت يا منفي باشد. در طب جامع اسلامي شاخه دعادرماني با توجه به طرحهاي ارتعاشي، بسامدهاي محرك ذهن و هدايت امواج مثبت و نفي امواج منفي و شناسايي قواي سه گانه و طبايع چهارگانه و با توجه به معاني و قواي روحاني كلمات و ارتباطات موجود با نظام خاصي از محركها مؤثر بر اعضا و جوارح انساني اين توانايي ايجاد شده كه بيماريهاي صعب العلاج و حتي لاعلاج را درمان نموده و در اين زمينه بر بسياري از دردهاي انساني مرهم بگذارد.
اصول دعادرماني در طب جامع اسلامي
قبل از اين كه به اين بحث پرداخته شود لازم به ذكر است كه دعادرماني به دو بخش اساسي تقسيم مي‌شود:
الف) دعادرماني روحي: در اين شيوه اعتقاد به يك تكامل و قدرت دو طرفه كه يكي فرستنده و ديگري گيرنده است وجود دارد. در دعادماني روحي، پزشك يا همان طبيب روحي بايد از امكانات خاص روحي بهره داشته باشد. اين نوع القا با زير مجموعه‌هاي زيادي كه دارد در اصل معناي اصلي دعا را تداعي مي‌كند و به اصل دعا كه به يك نوع درخواست منجر مي‌شود و از طرف يك «داني» به سوي يك «عالي» ارسال مي‌شود (الطب من الداني الي العالي) البته ابزار و قواعد نيز در اين شيوه دخالت تام دارند و به وسيله آنها و گاهي هم بدون اين ابزار عمل شفادهي و درمان صورت مي‌گيرد. در حقيقت دعادرماني روحي از يك مكانيزم پيشرفته تبعيت مي‌كند كه بسياري از قوانين آن هنوز براي بشر ناشناخته است، اين شيوه يك نوع طب انرژيك هم محسوب مي شود. البته نوعي انرژي كه ديده نمي‌شود ولي مثل هوايي كه ما تنفس مي‌كنيم براي زنده ماندن ما ضروري است. اين انرژي نامرئي قادر است ارتعاشات طبيعي موجود همچون نور، رنگ، صوت و انرژي گلها و گياهان و بلورها و سنگها را افزايش دهد و در روح و جسم انسان توازن برقرار كند اين توازن مي تواند يك درمان يا زايش يك انرژي درمانگر باشد. دعا مستقيما روي آگاهي تأثير مي گذارد و همين امر باعث مي‌شود كه اطلاعات ثبت كه توسط وروديها به ذهن منتقل شده‌اند را كنترل كند. اين همان آگاهي است كه ذهن فعال وقايع روزانه را در آن ثبت و ضبط مي‌كند و حتي گاهي هم به واسطه او عمل مقايسه غيابي انجام مي‌شود، دعا مكانيزم تحريكات عادي و غيرعادي قضاوت مغز را تعديل مي‌كند و اين تعديل به اصول مكانيزمهاي فيزيولوژيك بدن كه به صورت مستقيم يا غيرمستقيم به اين تحريكات وابسته‌اند، نيز منتقل مي‌شود. اين فرايند نشان مي‌دهد كه در بالاترين سطوح مغز قدرت استفاده از فنون مختلف رواني وجود دارد كه توجه به اين فراينده و تنظيم و هماهنگ نمودن آنها احتياج به فراگيري قواعد اساسي دعادرماني روحي دارد.
ب) دعادرماني روحاني: در اين شيوه از درمان با استفاده از قواعد دعادرماني و رعايت اصول پيشگيري و شناسايي عوامل بيماريهاي روحي و جسمي به طبابت پرداخته و درمانهاي مختلفي ارائه مي شود. عمده اين درمان برگرفته از اصول هفتگانه موسوم به «سبعه كافيه» است. اين اصول به تعداد حروف كلمه «اِسمُه شَفاءُ» يا كلمه «دعا و شفاء» بستگي دارد و به شرح زير است:
1- شناخت طبيعت حروف مفرده دعائيه و كاربرد فني امواج صوتي و حسي آن.
2- شناخت قيمت عددي حروف مفرده دعائيه و كاربرد فني وصل و فصل امواج صوتي و حسي آن.
3- شناخت مراتب حروف مفرده دعائيه و كاربرد فني دفع و جذب امواج صوتي و حسي آن.
4- شناخت طبيعت كلمات دعائيه و كاربرد فني معالجات بر اساس طبايع و شناخت اضداد.
5- شناخت قيمت عددي كلمات دعائيه و كابرد فني بسامدهاي محرك ذهن.
6- شناخت تركيب حروف دعائيه و كاربرد فني تابعيتهاي اصوات و طرحهاي ارتعاشي.
7- شناخت تأثير حروف و كلمات دعائيه و كاربرد فني درمان در حيطه صوت و ماوراي صوت.
لازم به ذكر است كه هر كدام از اصول هفتگانه موسوم به «سبعه كافيه» در پزشكي و دعادرماني روحاني اسلامي داراي زيرمجموعه‌هايي است كه بر اساس آنها يك دعاي مهم تدوين مي‌شود و از كاربرد آن نتيجه مطلوب حاصل مي‌شود. كاربرد اين اصول درست همانند كاربرد هر كدام از سيزده شيوه طب جامع اسلامي است البته در حيطه خود و به شكل خاصي كه در اين فن از آن استفاده مي‌شود ولي درمان، همان درمان بضد است.
تأثير آهنگها و اصوات در شفابخشي و درمان:
امروزه بر كسي پوشيده نيست كه آهنگها و اصوات مختلف بر روان آدمي تأثيرگذار بوده و ممكن است كه اين تأثيرها جنبه مثبت يا منفي داشته باشند. اين ارتعاشات و ريتمها گاهي دروني بوده و بر اثر تپش قلب و حركت خون و مايعات درون به وجود مي‌آيند گاهي هم از بيرون جسم به سمت بدن سرازير مي‌شوند. ميدان شنوايي انسان كه بين 20 تا 20000 هرتز مي‌باشد بيشترين فعاليت را در اين زمينه به عهده گرفته است. قدرت شنوايي انسان كه قادر است اصوات را از هم تفكيك كند و آواها و موسيقي حروف را درك كند به عنوان مهم‌ترين عامل واردكننده اصوات شناخته شده است گرچه درمانگران دعادرماني اعتقاد دارند كه پوست و ساير اعضاي بدن نسبت به امواج صادره در محيط از خود واكنش نشان مي‌دهند و گاهي هم آنها را جذب و گاهي آنها را دفع مي‌نمايند. دانستن اين نكته در علم دعادرماني بسيار حائز اهميت است كه استفاده از قواعد دعادرماني هم به صورت حسي و هم به صورت غيرحسي و گاهي حضوري و گاهي غير حضوري است بنابراين گستره دعادرماني هم بسيار وسيع‌تر از ساير شيوه‌هاي طب جامع اسلامي است و هم كاربري آن بسيار ساده و آسان مي‌نمايد. همان طور كه انسان افكار و احساسات خود را از طريق زبان و اداي كلمات بيان مي‌كند گاهي هم بدون استفاده از كلمات و فقط با اداي اصوات مثل ناليدن، آه كشيدن، غرغر كردن، فرياد زدن، خنديدن، گريستن و ... آنها به شكل كامل‌تري به تصوير مي كشد. دانشمندان علوم دعادرماني در طب جامع اسلامي به جنبه سوم ابراز احساسات آنها حتي به اين نتيجه رسيده‌اند كه با تركيب برخي از اصوات و كلمات ادا شده دعائيه و القاي آنها بر مغز با بسامدهايي از نوع آلفا و تتا مي‌توان برخي از بيماريهاي لاعلاج و صعب العلاج را درمان كنند و از بعضي از بسامدهاي بالا همچون مسكنهاي طبيعي 2000 هرتز قادرند در مغز اندرفين توليد كنند و موجب ايجاد احساس شعف و كاهش درد شوند. ولي آنها هنوز به اين نتيجه نرسيده‌اند كه قدرت هر موج و هر صوت براي هر درماني در چه محدوده‌اي بايد باشد و يا اين كه چه حروفي با چه آواهايي مي‌تواند بيماري را معالجه كنند و اين نكته باعث شده كه دعادرماني كه در تشخيص و درمان با اين روش خاص خود در بين تمامي روشهاي معمول طبي و مكاتب پزشكي ديگر تك و منحصر به فرد باشد. دانشمندان غربي تقريبا 300 سال است كه متوجه شده‌اند موج بر ماده تأثير مي گذارد و فيزيكدان آلماني (ارنست چالديني Ernst Chaldni) در قرن هيجدهم نظريه «سايمتيك» را در غرب مطرح نمود و بيش از 45 سال است كه سايمتيك تراپي (شفابخشي با موج) توسط پزشك انگليسي به نام پيترگاي منرز Peter Guymanners در غرب معمول شده است. اين در حالي است كه در طب جامع اسلامي در دو رشته دعادرماني و سنگ‌درماني اين بحثها مورد بررسي قرار گرفته‌اند و در حدود 1171 سال پيش از اين يعني در سال 256 هـ. ق در بررسي شيوه دعادرماني و شناخت اثرات امواج حروف و صداها و تأثيرات آن بر جسم و روان و محيط تحقيقاتي انجام شد و در بين سالهاي 267-256 هـ. ق در اين‌باره كتابهايي تدوين و تدريس شده است. [11]
نظريه امام باقر در شناخت طبيعت حروف مفرده دعائيه و كاربرد فني امواج صوتي و حسي آن: امام باقر«ع» امام پنجم شيعيان جهان كه از طرف دانشمندان زمان خود به «شكافنده علوم» ملقب است اولين كسي بوده است كه بعد از حضرت علي«ع» در مورد حروف و آثار آنها لب به سخن گشود و راز سربسته بسياري از دعاهاي روايت شده را گشود به خصوص اين كه پدر ايشان صحيفه‌اي در دعا و نيايش نگاشته‌اند كه به زبور «آل محمد» معروف است آن حضرت (امام باقر«ع») در مقدمه حروف را به چهار قسمت بر منوال طبايع چهارگانه تقسيم نموده‌اند.
****************************************************************************************
البته اين تقسيم بندي حروف ابجدي طبق قواعد هجاي زبان عربي است و در تقسيم بنديهاي حروف زبانهاي ديگر نيز از همين تقسيم بندي الگوبرداري شده است محققين و پژوهشگران توانسته‌اند طبق قاعده مذكور قواعد ديگري را براي تقسيم بندي حروف و تشخيص جايگاه آنها در كلمات مختلف و نوع تأثير آنها بيابند. شيخ الرئيس ابوعلي سينا عليه الرحمه در كتاب گرانسنگ خود كه در همين موضوع براي يكي از دوستان خود نگاشته‌اند روش جديدي را به قواعد بالا افزوده است و دايرة جديدي را به جهت نوع استفاده از تأثير حروف ارائه نموده‌اند و در بيشتر اعمال درماني روحاني خود از آن كمك گرفته‌اند در آن جا كه مي فرمايد: «بدانكه بيست و هشت حرف به چهار قسمت كرديم و قسمي از آن حار نهاديم و قسمي يابس نهاديم و قسمي رطب و قسمي بارد.» شيخ الرئيس به جاي استفاده از دايره ابجد استفاده از حروف دايره «اجهب» را انتخاب نموده‌اند و حروف آن را به اين صورت بر گرمي و خشكي و رطوبت و سردي تقسيم نموده‌اند.

حروف حارّ (گرم): ا و ي ل م ن ع

حروف يابس (خشك): ج ز ك س ف ت ح

حروف رطب (مرطوب): ه ر ش ث ذ ص ط

حروف بارد (سرد): ب د خ ظ غ ض ق [14]

ترتيبات حروف را به اصطلاح دانش دعادرماني دواير حروف مي‌نامند. مثلاً دايره «ابتث» يعني ترتيب حروف به شكل: ا ب ت ث ج ح ...» كه معروف‌ترين دواير حروف مي‌باشد. همچنين دايره ابجد يعني «ا ب ج د ه و ز ...» بديهي است كه از 28 حرف به قواعد رياضي اشكال و صور بي‌حد و حصري پيدا مي شود. اما دوايري كه دانشمندان علوم دعادرماني فعلا در مورد آنها تحقيق و كنكاش مي‌كنند و آنها را به عنوان پايه در برخي از مطالعات خود قرار مي‌دهند و تقسيمات آواها و تأثيرات بيروني و دروني را از آنها استخراج مي‌كنند و اعضاي بدن و امزجه و طبايع را نسبت به آنها تقسيم مي‌كنند سپس بر طبق داشته‌هاي خود به درمان مي‌پردازند از اين قرار است:

1- ابتث، 2- ابجد، 3- اهطم، 4- اجهب، 5- ايقغ، 6- اجذش، 7- ارغي، 8- انسخ، 9- احست، 10- اديل، 11- اجهز، 12- افسج، 13- اعهط.

دايره اهطم كه براي اولين بار در وضع آن چهار عنصر (آتش و باد و آب و خاك) در نظر گرفته شد و طبايع اربعه آن (دو كيفيت فاعله حرارت و برودت و دو كيفيت منفعله رطوبت و يبوست) مشخص گرديده است در علم دعادرماني در بيشتر نوشته‌ها به عنوان دايره اصل گرفته شده است البته در برخي از نوشته‌ها و كتابهاي قرن يازدهم مثل كتاب شرف العلوم محمود حسيني قادري شطاري آمده است كه دو اثر سته (دواير ششگانه: ابتث، ابجد، اهطم، ايقغ، اجذش، ارغي) از نظر قابليت و كاربرد فني داراي يك رتبه‌اند و هر كدام در جاي خود از ارزش خاصي برخوردار است البته تمام دانشمندان اسلامي معتقدند كه دايره نازل بر خاتم الانبيا، دايره ابجدي است البته كلمه دائر و استعمال آن در جمع حروف مي‌تواند نمادي از شكل حركت دوراني پروتون و نوترون به دور هسته باشد و حتي نمادي از حركت موج مانند اصوات ايجادشده حرفي است در بررسي جداگانه هر كدام از فنون كاربردي علم حروف در دعادرماني دانشمندان به اين نتيجه رسيده‌اند كه هر كدام از حروف داراي يك شكل و ماهيت ماورائي هستند همان طور كه امواج صوتي موجود در ماوراي حيطه شنوايي ما وجود دارند و همان طور كه امواج ماوراي صوت كاربردهاي فني و تأثير دارويي مختلف دارند اشكال ماورائي حروف نير تأثير درماني يا تخريبي دارند از امواج مي‌توان همچون رديابي كه اندامهاي داخلي بدن و ساير ساختارهاي جسماني را تعديل مي‌كند استفاده كرد و از اشكال و صور حروف نير مي‌توان همين استفاده را نمود و طبيعتا براي افرادي كه از نعمت شنوايي محرومند مي‌توان با استفاده از اين قسمت ارزش اصوات و شكلها به درمان پرداخت نمونه كلاسيك استفاده از ماوراي صوت در رفع آب مرواريد يا برداشتن كليه‌ها و كيسه صفرا و ساير غده‌ها بدون استفاده از جراحي و بخيه زدن امروزه بسيار موفقيت آميز بوده در غدد را خرد كنند و از هم بپاشند.
شناخت كلمه و تمييز قدرت غالب بر آن در درمان:
شناخت نظام عددي و نسبت وضعيت حرف در كلمه و شناخت جايگاه و مرتبه كلمات و تأليف آنها در به كار بردن فني دعاها و كيفيت درمان و همچنين ناسايي دعاها د حتي آيات كتب آسماني و موارد تركيبي و تأليفي به جهت تشخيص موقعيت درماني و شفادهي آنها و محل استعمال و استفاده در بيماريهاي گوناگون بسيار مهم است از آن جا كه دانشمندان اين رشته صدها كتاب در اين باب تأليف كرده‌اند و باز نمودن هر كدام از قوانين و تشريح آنها خود كتابي مستقل مي طلبد و در اين مقاله سعي بر اختصار و گزيده گويي است ما فقط به برخي نكات اشاره مي‌كنيم. طبيعتا بايد گفت كه هر حرفي مثلاً حرف الف (كه در بحث حروف دعادرماني جزء اولين حروف گرم و خشك مي‌باشد و در معالجه بيماريهاي صُداعي (سردردهاي ميگرني) سرد از آن استفاده مي‌شود) اگر در مرتبه اوّل حروف يك كلمه باشد مثلاً كلمه «الله» يك تأثير خاص دارد البته با توجه به بقيه حروف و همچنين نظر به جايگاه طبيعي و رتبه آنها در كلمه. و اگر در مرتبه دوم يك كلمه باشد مثلاً در كلمه ظاهر يك تأثير متفاوت ديگري خواهد داشت نسبت قوت و ضعف طبيعت آن (كه همان گرمي و خشكي است) نيز در تركيب با حروف ديگر كه طبايع خاص خود را دارند كم‌تر يا بيشتر مي‌شود چون حروف مفرده درست مثل گياهان مفرده در طب جامع اسلامي از آنها استفاده مي‌شود با اين تفاوت كه قوت نهفته در گياهان يك قوت نباتيه است و قوت نهفته در دعا يك قوت موجي شكل يا الكترومغناطيس يا روحي است.
*****************************************************************
تقسيم حروف طبق انتخاب دواير مختلف و موارد گوناگون استفاده طبي به شكلهاي مختلفي در بين دانشمندان و پزشكان دعادرماني مورد استفاده قرار مي‌گيرد نقطه حائز اهميت در اين بحث كيفيت استفاده از اعراب و حركات اعرابي كلمات و حروف مفرده دعائيه است. معمولا اطباي درمانگر به شيوه دعادرماني روحاني حروف آتشي حار را نصب يعني فتحه مي‌دهند و حروف بادي را رفع يعني حركت ضمه مي‌دهند و حروف آبي را كسره مي‌دهند و خاكي را مجزوم يعني ساكن مي‌نمايند. آنها با توجه به معناي برافراشتن (نصب= زبر) و بلندي (رفع) و سرافكندگي و زيردستي (كسر) و سكون يا جزم به اعمال درماني مي‌پردازند به اين معني كه برافراشتن به عنوان تقويت به مثل و حكم به غلبه است كه در بيماريهاي خطرناك يا در بيماريهايي كه احتياج به تقويت عضو خاصي است از قواعد نصب استفاده مي‌كنند آنها همچنين معتقدند كه فتحه يا نصب قدرتي معادل نصف الف را داراست و كسره را براي حذف بيماري و سرافكندگي آن و غلبه بر عوامل بيماري‌زاي دروني و بيروني استفاده مي‌شود و قدرت كسره را نصف قدرت حرف ياء مي‌دانند جزم يا سكون را براي ثابت نگه داشتن وضعيت موجود استفاده مي‌كنند و همين طور در مورد تشديد و مد و تنوين به دو فتحه و دو كسره و دو ضمه كه هر كدام متناسب با وضع موجود مورد استفاده قرار مي‌گيرد گاهي هم داروهاي تركيبي را فقط با توجه به آواها و صداها توليد و استفاده مي‌نمايند. بنابرآن چه گفتيم در دايره اجهب كه مورد استفاده اطباي بزرگ و از جمله شيخ الرئيس بوعلي سيناست هر كجا حروف [اَ وَ يَ لَ مَ نَ عَ] و در دايره اهطم حروف [اَ هَ طََ مَ فَ شَ ذَ] باشد آن را فتحه دهند براي اين كه از حروف ناري آن دايره است. [15] براي استخراج برخي از ادعيه تركيبي و شناسايي برخي دعاها و كيفيت كاربرد آنها براي درمان بيماريهاي مختلف و تطبيق آنها بر مزاجها و حالات مختلف سني بيمار از بسط و تكثير حروف علاوه بر استفاده از صوت و اثر حروف استفاده مي شود.
در مورد استفاده از دعادرماني در طي فصول سال و مراعات امزجه فصلها به جهت تطبيق درماني بر شخص بيمار و حتي در مورد پيشگيري دعادرماني از يك قاعده كاملا متفاوت با ساير شيوه‌هاي طب جامع اسلامي اتخاذ شده است كه بحث گسترده‌اي را مي طلبد و دعاهاي واردشده در متن ادعيه اسلامي كه منقسم بر تمامي ساعات شبانه روز و ماههاي سال و به خصوص ماههاي مقدس و ويژه مؤيد اين مطلب است كه دعاي هر ساعت يا دعاي هر ماهي كه آن دعا به آن منسوب است و استحباب قرائت آن در آن ماه مخصوص آمده است در طول فصول سال بر طبق حساب قمري مي چرخد و هيچ گونه اختلالي در قوانين طب دعادرماني ايجاد نمي‌كند اما در مورد برخي از بيماريها كه فقط از حروف مفرده دعائيه يا قيمت عددي آنها استفاده مي شود مدعات انتساب حروف به فصلها و ماهها و ساعات روز بسيار مهم و حياتي است.

****************************************************************

در استخراج برخي از داروهاي تركيبي از تركيب چندين شيوه در استفاده در علم دعادرماني [16] مي‌شود و از قواعد بسيار پيچيده علم ارثماطيقي كه در علم دعادرماني روحي و روحاني طب جامع اسلامي استفاده مي‌شود حروف مذكر و حروف مؤنث و حروفي را كه طبيعت آنها با ديگر حروف ضد است همچنين جنس حروف و حالت حياتي آنها نيز بررسي مي‌شود سپس ناطق از صامت جدا مي‌شود و بسط طبيعي و غريزي انجام مي‌شود و همچون مراحل طب گياه‌درماني اوّل تشخيص بيماري سپس تشخيص حالت بيمار و كيفيت حدت بيماري و سپس انتخاب داروي مناسب و نوع استفاده از آن داروست [17].

منابع:

* قرآن كريم

1- نقش دعا در زندگي اجتماعي، دكتر عبدالله اميدي فرد، انتشارات ميثم تمار، 1378.

2- السر النافع، شيخ اكبر محيي الدين عربي، خطي كتابخانه ظاهريه دمشق، به شماره 4198.

3- ادعيه و ادويه، حاج ميرزا رضا سقازاده، حاج ميرزا رضا سقازاده، كتابفروشي اسلاميه.

4- كنوز المعزمين، با مقدمه جلال الدين همايي، تهران، 1331 هـ. ش.

5- مخزن الادويه، عقيلي خراساني، طبع هند.

6- بحر الغرائب، محمد بن ابي سعيد هروي، بيروت، لبنان.

7- كشف الاسرارالمخفيه، علامه بن ساعدمنذري، چاپ بيروت، مؤسسه اعلمي.

8- خزائن، ملااحمد نراقي، تصحيح علامه حسن‌زاده آملي، انتشارات قيام، قم، 1380.

9- خصائص الحروف العربيه دکتر حسن عباس 1998 دمشق

10- الحروف العربيه و الحواس الست دکتر حسن عباس دمشق 1978

11- اسرارالحروف و الاعداد، ملاعبداللطيف گيلاني.

12- دو چوب و يك سنگ، سيدمحمدتقي معصومي اشكوري.
 

 
    
 
       ::        :: کلیه حقوق برای نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری دانشگاه علوم پزشکی تهران محفوظ می باشد.
     Powered by MSMSoft