راز ماندگارى اين انقلاب، اتكاى به ايمانهاست؛ اتكاى به خداست. لذا شما مى‌بينيد آن روزى كه توده‌ى عظيم مردم در سرتاسر كشور احساس كنند كه دشمنى‌اى متوجه انقلاب است، احساس كنند كه دشمنىِ جدى‌اى وجود دارد، بدون فراخوان حركت ميكنند مى‌آيند. ...مردم وقتى احساس ميكنند دشمن در مقابل نظام اسلامى ايستاده است، مى‌آيند توى ميدان. اين حركتِ ايمانى است، اين حركتِ قلبى است...
  • ???? ????
  • ?????? ?? ????
  • ?????? ?? ??
  • ?????
  • ??????
  • ?????? ??? ???????
  • ????? ?????
  • ????? ??????
  • ???? ? ????
  • ?????
  • ????? ??
HyperLink
سامانه آموزش مجازی نهاد
سامانه رابطین مرکز فرهنگی قرآن و عترت
HyperLink
HyperLink
HyperLink
HyperLink
HyperLink
HyperLink
HyperLink
 
 
بررسي دعا و روان درماني از ديدگاه امام سجاد (ع)
موضوع مقاله: اسلام و سلامت نویسنده: اجاقي -ابوالفضلي

بررسي دعا و روان درماني از ديدگاه امام سجاد (ع)


شهرناز اجاقي
ميترا ابوالفضلي


دعا يگانه راه ارتباط با مبدا بوده و تنها وسيله اي است كه خداي متعال براي ارتباط با خود مقرر فرموده، در واقع دعا بين خالق و مخلوق رابطه برقرار مي كند. تاريخ دعا با پيدايش انسان قرين است، زيرا انسان هرگز از نيازمنديها جدا نبوده و در درون خود اين احساس را داشته است كه بايد در پناه قدرتي آرام بگيرد. اگر حقيقت دعا مورد تحليل قرار گيرد خود بندگي و عبادت حضرت حق است. دعا درماني يك نوع فيدبك بوده كه باعث افزايش انرژي بيمار ميگردد و اثر مثبت روان درماني بر بيماريهاي جسمي هم دارد. هدف از انجام اين مطالعه در يك كشور اسلامي بررسي تاثير و نقش دعا بر روان درماني از منظر امام سجاد (ع) بوده زيرا تاثير شفابخش فنون مذهبي مانند نيايش ونماز، گذشت و ايثار و عرفان اسلامي، ايجاد آشتي بين انسان و ماهيت الهي اوست. در بسياري ازمطالعات كه شامل صدها آزموني بوده اند به اين نتيجه رسيده اند كه آن دسته از افراد كه خداوند را مهربان مي دانند و معتقدند كه خداوند در حل مشكلات به آنها كمك مي كند داراي بهداشت رواني مثبت تري هستند. به روش بررسي كتابخانه اي و استفاده از برنامه هاي رايانه اي كه ذكر نام، نشاني و مطالعات انجام گرفته در اين زمينه مورد بررسي قرار گرفته و يافته هاي بدست آمده از منابع موجود حاكي از آن است كه مذهب، انجام دعا و. .. تاثيرمثبت و غير قابل انكاري بر روي روحيه افراد دارا است بطوريكه در مطالعات انجام گرفته بر روي بيماران مبتلا به سرطان، افراديكه اهل دعا،نماز، قرآن و. .. بوده متقابلاً روحيه بهتر و اميد به زندگي بالاتري نسبت به افراد غير معتقد داشته اند، در مطالعه اي كه در ايتاليا بر روي 27100 نفر از بيماران بر روي تاثيردعا و ريتم گردش خون انجام گرفته نشان داده كه دعا و ذكر سبب موثرتر و قويتر شدن و افزايش هماهنگي در ريتم گردش خون و همچنين تحريك بازدم مي شود. روانشناسان با بررسيهاي آماري به اين نتيجه رسيده اند كه مهمترين عامل در درمان بيماريهاي رواني عامل (دين) مي باشد و درصد بهبودي بيمارانيكه معتقد به دين هستند بسيار بيشتر از سايرافراد است. نتايج حاصل ازاين مطالعه نشان داد كه از منظر امام سجاد (ع) دعا پيوندي معنوي ميان انسان و پروردگار بوده و اثر تربيتي و سازندگي مهمي در روح انسان داشته و از ديدگاه اسلام از جايگاه خاصي برخوردار است. صحيفه سجاديه تمام واقعيات زندگي را براي ساختن يك جامعه صد درصد سالم بصورت دعا بيان كرده است. امام سجاد (ع) تنها سلاح برنده و موثر در برابر سيل هجوم ظلم و تعدي و انحراف را در قالب دعا متبلور ساخته و طبق پژوهشهاي انجام گرفته نيايش، صداقت و راز و نياز حقيقي با خداوند باعث ايجاد اطمينان و آرامش در افراد مي گردد. پژوهشگران باليني بايد بكوشند تا شفا بخشي فريضه هايي مانند نيايش، روزه، ذكر، رياضت و زيارت را با شرايط باليني به گونه اي وفق دهند كه كاربرد باليني و اثر بخش آنها به همراه ساير مولفه هاي باليني بتواند در تسكين خلق منفي، پيش بيني بروز تعارض ها، افزايش توانائيها در تصميم گيري و در نهايت افزايش ارتباط با خداوند سودمند باشد بدون ترديد هنگامي شيوه هاي مذهبي روان درماني كار ساز است كه اركان اساسي روان درماني مذهبي در آن مورد توجه قرار گيرد.

مقدمه

دعا يگانه راه ارتباط با مبدا بوده و تنها وسيله اي كه خداي متعال براي ارتباط با خود مقرر فرموده است. درواقع دعا بين خالق و مخلوق رابطه برقرار مي كند. تاريخ پيدايش انسان قرينه است. اگر حقيقت دعا مورد تحليل قرار گيرد خود بندگي و عبادت حضرت حق است. در دعا بايد مخلوق ادب داشته باشد و با كمال خضوع و با رعايت تمام جوانب بندگي دست به دعا بردارد.(1) براي درخواست توفيق دعا از خدا امام سجاد (ع) مي فرمايد : « اَللهُمِ اجعَلني اُصُولَ بِكَ كند الضَّرُورَهِ وِ اشك عِندَ الحاجَهِ وَ التَضرُعَ اِليكَ عِندَ السَكَنَه » خدايا مرا چنان قرار ده كه هنگام اضطراب به تو پناه آورم و هنگام نيازمندي از تو بخواهم و هنگام بيچارگي به درگاه تو زاري كنم. خدايا چنانچه درمانده شدم مرا به ياري خواستن از غير خود و چون فقيرگرديدم به فروتني براي درخواست از غير خود و چون ترسيدم به زاري كردن پيش غير از خودت آزمايش مفرما كه به سبب آن سزاوار دوري از رحمت تو گردم. (1) طبق تحقيقات انجام شده : دانستن اعتقاد مذهبي نقش مهمي در كاهش سوء مصرف مواد دارد. ميان اعتياد و مذهب رابطه مستقيمي است بنابراين باورهاي مذهبي در نوجوانان مانع از اختلالهايي چون سوء مصرف مواد ... مي شود. بررسي ها نشان مي دهد بين پايبندي به مذهب و مصرف الكل و اعتياد ارتباط منفي است. (2) در مورد سازگاري مذهب با سرطان مطالعات نشان داده است كه دعا باعث بقاء طولاني مدت بيماران مي شود. اعتقاد به مذهب باعث اعتماد به نفس و خودكفايي مي شود. دعا كردن به عنوان يك راه سازگاري در رويدادهاي منفي و نااميدي به كار مي رود. استفاده ازمذهب سطح حافظه و اميدواري بيماران را افزوده و زندگي بهتري را براي بيماران ايجاد مي نمايد(3). دعا يگانه راه ارتباط بندگان با مبداء بوده و تنها وسيله اي است كه خداي متعال براي ارتباط با خود مقرر فرموده است. به عبارت ديگر مجموعه اي نقل شده از معصومين رابطه اي ميان خلق و خالق برقرار مي كند كه اگر اين ارتباط و توجه به مبداء نباشد خداي منان عنايت خاصه خود را قطع خواهد كرد. در اين صورت بندگان استعداد پذيرش اين عنايت را از دست داده و مقنصاي رحمت الهي را از كف مي دهند. ضرورت عقلي نيايش : اگر از دلايل نقل شده از معصومين قطع نظر كرده و صرفا متوجه دلايل عقلاني گرديم به طور قطع اين نكته را در مي يابيم كه هيچ چاره اي از خداي خويش نداريم و بايد به طور دائم به او توجه نمائيم و دل را به سوي او روانه كنيم. انسان فقط حيثيت عبوديت و بندگي دارد و اين حقيقتي است كه بستگي به آگاهي ما از آن ندارد. چه اين واقعيت را ندانيم اين ربط قهري و فطري است اين واقعيت وجودي انسان است و ساير موجودات نيز همين گونه مي باشند. تاريخ دعا را مي توان با تاريخ پيدايش انسان قرين دانست زيرا انسان هرگز از نيازمندي ها جدا نبوده و در درون و بيرون خود اين احساس را داشته است كه بايد در پناه قدرتي آرام بگيرد. با توجه به مطالب گذشته روشن شد كه دعا حقيقتي است كه از سطح لفظ بي جان خارج بوده و داراي روح خاصي است كه همان ارتباط دقيق بين دعا كننده و دعا شونده است.

به بيان ديگر در دعا پس از به كارگيري الفاظ بايد اراده ي استعمالي همراه با اراده ي جدي باشد كه معلول همان جذب و انجذاب و حالت معنوي انسان است يعني انسان آنچه را مي خواند به راستي همان را هم بخواهد. بنابراين حقيقت دعا اگر مورد تحليل قرار گيرد خود بندگي و عبادت حضرت حق است به طوري كه مي توان گفت هر نوع عبادتي كه از سوي بندگان خاص صورت مي پذيرد. نوعي نيايش دعا و درخواست لطف و كرامت الهي است.

يافته ها :

مطالعات نشان داده است بين مذهبي بودن و معنادار بودن زندگي و سلامت رواني ارتباط نزديكي وجود دارد. رفتارهاي مذهبي ارزش مثبتي دين باور جايي ندارد و مرگ براي او نه تنها هولناك و استرس زا نيست بلكه اسباب انتقال وي را به يك حيات ابدي وزيباترفراهم مي آورد. افراد مومن و معتقد ارتباط خود را با خداوند مانند ارتباط با يك دوست صميمي توصيف مي كنند كه مي توان با توسل به خدا تاثير نامطلوب موقعيت هاي غير قابل كنترل را مهار كرد. در واقع مذهب يك عامل در جلوگيري از طلاق است. به طوركلي باور و اعتقاد ما مسلمانان در جامعه اينست كه دين اسلام به عنوان يك ايدئولوژي ارائه كامل ترين و سازنده ترين سبك زندگي بشر است(5). در سازگاري زناشويي 64 زوج مورد بررسي قرار داده است و نشان داده است كه مذهب به طور مثبت با سازگاري زناشويي ،‌خوشحالي و رضايت زناشويي ارتباط دارد و همچنين نتيجه گرفته شده است كه مذهب عامل مهم در جلوگيري از طلاق است. در افراد سالمندي كه نمره كمتري در شاخص مذهبي بودن بدست آورند ميزان مرگ و مير 42% بوده است. در حالي كه اين ميزان براي افراد سالمندي كه نمره شاخص مذهبي بالايي داشتند اين ميزان 19% بود.درتحمل فشارهاي روحي در راه خدا بايد گفت انسان مومن چون خداوند را حاضر و ناظر مي بينند لذا به خاطر توجه به او تمام ملامت ها و تمسخرهاي دشمنان را تحمل مي كند. در اين آيه شريف به آن دسته از مومنان اشاره نموده كه ايمان دارند و داراي حسنات و كارهاي نيك اند ولي بر اثر آلودگي و پاره اي از گناهان همواره مورد تحقير دشمنان حق قرار داشته اند و مي گفتند چگونه ممكن است چنين افراد مشمول رحمت حق واقع شوند ولي سرانجام روح ايماني و حسناتي كه داشتند در پرتو لطف و رحمت الهي كار خود را مي كند و سرنوشت سعادتمندانه مي يابند‌(6).در بررسي ديگري كه در فلورانس و پاوياي ايتاليا در سال 2001 بر روي 27100 نفر از بيماران انجام گرفته تاثير دعا و ذكر را بر روي ريتم هاي گردش خون مورد بررسي قرار داده و نتيجه گرفته اند كه دعا ذكر هر دو سبب موثر و قوي شدن و افزايش هماهنگي در ريتم هاي گردش خون و همچنين تحريك بازدم مي شود.(13)

امام سجاد عليه السلام فرموده است : «الهُمَ اِجعَلني اُصول يك عند الضَرورَه وَ اَسئَلُكَ عِندَ الحاجَه وَ التَضَرُعَ اِلَيكَ عِندَ المَسكِنَه » خدايا مرا چنان قرار ده كه هنگام اضطرار به تو پناه آورم و هنگام نيازمندي از تو بخواهم وهنگام بيچارگي به درگاه تو زاري كنم. خدايا چون درمانده شوم مرا به ياري خواستن از غير از خودت خود وچون فقير گرديدم به فروتني براي درخواست از غير خود و چون ترسيدم به زاري كردن پيش غير از خودت آزمايش نفرما. كه به سبب آن سزاوار خواري و دوري از رحمت تو گردم.

«وَ لا تفتني بِالاِستعانَه بِغيِركَ اِذا اضطِرابَ وَ لا بِالخُضوعِ لسوالُ غَيرِك اِذا افتَقرَت وَ لا بِالتَضّرعِ اِلي مِن دُونكَ اِذا رَهِبِ بَاستَحَق بِذلِكَ خّذلانَك وَ مَنعِكَ وَ اَعرِضَك»عقيده هاي روحي انسان آن چنان پيچيده است كه در روان شناسي جديد بعضي را غير قابل حل و بعضي را بسيار مشكل تشخيص داده اند و توان علاج آنها را در مرزي دانسته اند كه از عهده بسياركمي از متخصصين برميآيد . پيچيدگي بسياري از گرفتاري ها پيچش نظام روحي افراد است ولي خداوند متعال گره هاي كوري كه بدست هيچ كس باز نمي شوند را به آساني مي گشايد و مي داند كه چگونه بايد بندگان مبتلا و گرفتار را به سامان برساند. اينجاست كه ياس و نااميدي انسان زايل مي شود. زيرا با كرم از همه چيز حل مي شود و كمترين نگراني در كار نخواهد بود زيرا كليد همه اسرار گره خورده عالم در ارتباط با تدبير حكيمانه خداوند قراردارد. پس گذشته ازآنكه گشايش هر در بسته اي به يد قدرت اوست.

شكنندگي مصائب و حاد بودن آنان نيز دربرابر قدرت و پشتيباني او كند گرديده و از كنار زندگي بدون هيچ گونه اصطكاكي عبور خواهد كرد و به همين دليل حضرت فرموده كه : فقط به وسيله ي تو خروج از وداي غم ميسر است و هيچ چيز براي تو مشكل نيست بدين سان است كه در قلب و خاطر بندگان صالح خدا ياس و نوميدي از بن وريشه خشكيده و هيچ گاه بن بست در زندگي آنان معني ندارد(7). انسان در زندگي فردي و اجتماعي همواره ممكن است با مشكلات و سختي هايي روبرو شود زيرا حوادث و گرفتاريها وناملايمات همانند تيرهايي هستند كه به سوي انسانها روان مي شوند و ناگريز است با آنها برخوردي صحيح و شايسته داشته اند و آن مشكلات وغم واندوه و سختي را وسيله اي براي رشد و كمال خويش تبديل نمايد. انسان اگر در مشكلات و سختي ها به خدا روي آورد و خودش را به خدا بسپارد و با استقامت و نيرو گرفتن ازذات الهي به مصاف آنها برود و گذشته ازاينكه پيشامد ها وغم و اندوه را از خود دور مي گرداند رشد روحي و معنوي پيدا كرده و از سختي ها پيرو‍ز بيرون مي آيد. جهان مادي دنياي اصطكاك و برخورد است. در نتيجه همواره انسان در معرض بيماري گرفتاري و مشكلات مختلف قرار دارد. اما اينكه انسان با اين مشكلات چگونه برخورد كند مهم است . براي مومن هر چه پيش آيد خير است. زيرا مومن همواره خودش را از زير چتر رحمانيت و حميت خداوند مي بيند و به مدد ايمان به خدا و عقيده توحيدي از آنها در جهت رشد و كمال و بهره مي گيرد و درمصاف با مشكلات از خداوند متعال با دعا و نيايش ياري مي جويد اين خود راه كمال معنوي او را هموارتر مي سازد زيرا دعا بهترين عبادت است و عبادت خداوندي به معناي عام ، هدف هستي و آفرينش انسان مي باشد. در فراز آغازين اين دعا امام سجاد (ع) در برخورد با سلامت و بيماري مي فرمايد: خدايا تو را سپاس مي گويم در تن درستي تن من كه هميشه در آن به سرمي برم و تو را سپاس بر بيماري كه اينك دربدنم پديد آمده است.

مكانيسم دعا درماني يا روان درماني

تحقيقات بيوفيزيك ثابت كرده اند كه جهت يافته نه تنها سيستم هاي خود كار بدن مثل درجه حرارت پوست و درد را كنترل مي كند بلكه اثرات ترميمي روي جسم دارد. پسيكوتراپي مدرن هم ثابت كرده است كه درمان با داروهاي شيميايي ذهنيت بيمار را تغييرداده و درمان هايي كه فكري و ذهني خوانده مي شود شيمي بدن بيمار را تغيير مي دهد و در نتيجه تمام درمان هاي ذهني – فكري كه به نوعي بر بيماري اثر مي گذارند حوزه هاي انرژي هوشمند ناميده مي شوند. دعا درماني يك نوع فيدبك است كه از ميدان انرژي يك فرد سالم وارد ميدان انرژي بيماري مي گردد مانند انتقال خون با پيوند عضو با مكانيسم ساده تر ميدان انرژي انساني در فارسي ((مانا)) خوانده مي شود. يعني بعد ماندني (روح).ثابت شده روان بر بيماري هاي جسمي هم اثر مثبت دارد . فرآيندي به نام نور و سايكوفيزيولوژي اين پديده كه در تمام تحقيقات علمي پزشكي ردپا دارد پلاسبو افكت ناميده مي شود پس مي توان نتيجه گرفت كه با شناخت بيشتر روان از ديدگان الهي تحويل چشگميري در بهداشت روان امكان پذير است.

دعا درماني به روش عرفان اسلامي 4 روش اصلي دارد:

1- لمس درماني 2- تعويذ(دعاي مكتوب) 3- انتقال انرژي به مواد خوراكي

4- انتقال انرژي از راه دور

ويژگي هاي روان درماني دعا :

ديدگاهها : درمان با ديدگاه خاص درمانگر (روان كاوي ، انسان گرايي، رفتارگرايي ، پديده گرايي و ...) ممكن است دعا نيز با ديدگاه دين و اسلام ، مسيحيت ، يهودي ،‌زرتشت و ...) برگزار شود.

خاستگاهها : خاستگاه و پشتوانه تمام احكام دين از آن جمله نماز و دعا و روان است كه فرد عاقل بالغ و مختار باشد و خدا را محرم اسرار خود بداند واين همان است كه در درمان از درمانجو انتظار داريم كه آزادانه ،آگاهانه و محرمانه به درمانگر مراجعه كند.

گستردگي و ژرفا : درمان با فراواني پرسشها گستردگي پيدا مي كند و با افزايش پاسخها ژرفا مي يابد و در دعا نيزهر چه خواستها و امكان اجابت (پاسخها ) بيشتر مي شود تاثير آن گسترده تر و ژرف تر است.

فرانگري:

دعا كننده باور دارد كه خداوند ناظر بر تمام اعمال و رفتاراوست از آنچه بر او گذشته و مي گذرد و خواهد گذشت آگاه است با اين باور در موضعي فرانگرانه نسبت به ارتباط خود با خدا قرار مي گيرد. قبولي دعاي خويش را روشن تر مي بيند آرامش بيشتري دارد مي داند كه خداوند بر خاطرات گذشته ي او بر خواسته هاي نگفته ي او ، بر هنگامه ها پر هيجان و برجسته زندگاني او و بر تغيير حالتها و رفتار او آگاه است در درمان نيز تلاش مي شود تا توان درمانجو به فرانگري در خويشتن در روابط خود با درمان و درمانگر يا جهان و انسانها ديگر افزايش يابد.

حساسيت بخشي : دعا كننده درحالت خلوص نزد پروردگار آنچه را در زندگاني گذشته و آينده مي انديشيد.

تجربه كرد آزادانه بيان مي كند خواستهايي را كه نگفته پر هيجان ترين واژه بر زيان مي آورد و فرانگرانه به چگونگي بودن ،‌ تغييرحالت ها و رفتارها خود در محضر پروردگار توجه مي كند و در روان درماني براي بالا بردن اثر درمان ، روشن ساختن زمينه هاي حساس سالم يا بيمار فرد و افزايش توان فرانگيري ، در درمانجو از وي خواسته مي شود تا خاطر ه ها و حوادث زندگي را در رابطه با حالتها و رفتارهاي آسيب ديده آزادانه تداعي كند. آنچه را كه مي خواسته و نگفته است باز گويد پر هيجان ترين حوادث و خاطره هايي را كه دارد روشن و متمايز سازد و به تغييراتي كه درحالتها و رفتارهايش در هر نشست درماني پيدا شده است بيانديشد. در بينش و تفكر و باور ديني انسان از جهت وجودي در نظام آفرينش نسخ وجود خداست و بعد انسان و من حقيقي او الهي است در صورتي كه با موجودات جمادي ،نباتي و حيواني نيز مشتركات گوناگوني دارد. ولي اين ابعاد خود حقيقي انساني و من واقعي او نيستند بلكه ظرفيت او ابزار او و ازآن او هستند. همچنانكه مي گوئيم جسم من ،چشم من با توجه به اينكه خداي متعال وجود مطلق ،كمال محض زيبايي و مطلق قدرت مطلقه و واجد همه زيبائيها و منزه و پاك ازهمه زشتيها ، نقصها و عيبهاست. انسان نيز از جهت استعداد و از جهت سنخ وجود شايستگي وصول به اين كمالات را دارد تا آن جا كه به قرب وجودي دست يابد و به مقام وصول و جوار معشوق نائل گردد در باور ديني همچنان كه انسان از جهت حيات و غايت حركت او وصولي الي الله است. بنابراين درهيچ زماني و مكاني ، ركود، توقف و اكتفا كردن را نمي پذيرد و به هيچ دانش و علمي ، قدرتي ، جمالي و كمالي بسنده نمي كند و قانع نمي شود همواره در راه حركت به سوي مطلق علم ،مطلق قدرت و مطلق كمال است و كمال حقيقي خويش را تنها و تنها نزديك شدن و رسيدن به كمال مطلق مي داند و آنچه را كه در راه وصول به اين مقصد موثر بداند. انجام مي دهد و هر چه را كه مانع آن بشمارد از ميان بر مي دارد رسالت انبياء الهي اين است كه به همراهي عقل و فطرت سالم را رسيدن به اين هدف را نشان بدهد و طريق هموار شدن راه را نيز ارايه نمايند رسيدن به اين مقصد نزديك شدن به اين مقصود آرزوي او و عامل سعادت و خوشبختي او نيز هست. بدون ترديد انسان در گذر زمان و گذران زندگي با انواع حادثه ها و پيش آمد ها روبررو مي شود و به بسياري از خواسته ها و آرزوهايش دست نمي يابد و طبعاً همواره چرخش جهان به دلخواه او نيست و در مورد نعمتها و ابزار زندگي هميشه و مداوم به برخي از محروميتها مبتلا مي شود. بعلاوه با ديدن ناملايمات و فشارها، بي صفائيها ، ستمها و ستمگري ها و انواع اعمال غير انساني و حوادث طبيعي در كشمكش هاي دروني و رواني قرار مي گيرد تا آنجا كه خيال مي كند عدالت نيست حساب و كتابي نيست و اصولاً چيزي نيست و زندگي يعني پوچي و بي هدفي كه با اين تصور غلط نور و روشنايي براي او شب ظلماني و تاريك مي شود و تدريجاً مبتلا به ياس و نااميدي گشته با كمال مورد هجوم انواع افسردگي ناراحتي هاي رواني و بيماري هاي روحي و جسمي قرار مي گيرد كه ممكن است به مراحل بسيار خطرناكي از قبيل خودكشي و ديگر كشي نيز بيانجامد. در روش تربيتي و بينش الهي انسان مومن هرگز به اينگونه بلايا مبتلا نمي گردد. زيرا اولاً هيچ زماني و مكاني را هنگام و جايگاه توقف و ركود نمي داند وهمواره در حركت و طلب و جست و جوي يار است او از خداست و مي كوشد تا به كمال حقيقي خويش دست يابد و به مرحله قرب برسد و در راه رسيدن به كمال مطلق نه تنها هيچ خاروخس نمي تواند مانع حركت او بشود بلكه از هر مانع و رادعي ، وسيله اي براي وصول مي سازد و همه اعمال و رفتار پيش آمدها و حوادث را مقدمه وصل يار مي شمارد او مي گويد‌ «اِنّا لله وَ اِنّا اِليهِ راجِعون» ما از خدائيم و بازگشت و حركت ما نيز به سوي اوست «اِلي الله مَرجِعُكُم مَرجَع» و بازگشت شما به سوي خداست «اِنّ اِلي رَبِّكَ المُنتَهي» بي ترديد منتها و سرانجام شما به سوي پروردگارتان است . انسان در اينجا مدعو خداست و شايستگي مهماني و هم جواري حق را دارد و اين كشش است كه او را به كوشش وا مي دارد و در اميد و آرزوي وصل يار و معبود به سر مي برد و در اين راه به همه زيبائيها دست مي زند و همه را زيبا مي داند و از هر گونه زشتي كه مانع وصل است دست مي شويد و مي كوشد كه نشانگر معشوق و همرنگ يار باشد و شايسته دعوت و محفل انس او گردد دراين بينش و تفكر انسان مومن هرگز به ياس و نااميدي مبتلا نمي شود و همواره در حال طلب از او و نياز و كشش و كوشش به سر مي برد و با عشق و اميد وصل زندگي را ادامه مي دهد.اساسي ترين مساله در شخصيت انسان سالم ، تعهد ديني و مذهبي است كوئينگ معتقد است دينداري دروني (قلبي ) درهنگام اضطراب و افسردگي به كمك وي مي شتابد بنابراين بجاست تا روانشناسي ديني ، ضمن دليل اين ارتباط جهت دروني كردن دين براي ارتقاء سلامت روان بكوشد. از نظر بنيادي اهميت اين پژوهش در تشخيص واقعي ميزان سلامت روان با سوگيري ديني است و از نظر كاربردي پشتوانه اي است براي دروني كردن يعني متصف بودن به دين اگر فرد درتمام حالات عامل به ايدئولوژيها و مناسك دين خود باشد دروني است و اگر تنها در ظاهر و به نام اكتفا نمايد ولي به آن اصول و باورها عمل ننمايد بروني است.سازمان جهاني بهداشت ،سلامت روان را عبارت از قابليت موزون و ارتباط هماهنگ با ديگران تغيير و اصلاح محيط فردي و اجتماعي و حل مشكلات و تمايلات شخصي را به طور منطقي و مناسب مي داند هدف بررسي يا فتن ارتباط بين سوگير ديني (دينداري) با سلامت رواني است اين بررسي با استفاده از مقياس جهت گيري ديني آلپورت و آزمون scl-90-R بر روي 500 نفر زرتشتي ، مسيحي و مسلمان انجام شده است. انگيزه اصلي اجراي اين پژوهش يافتن پشتوانه اي براي نظريه دين درماني بوده است رويكردي نوين در درمان بيماري هاي رواني و اختلالات عاطفي كه به تحقيق مي توان ريشه آن را دركارهاي يونگا پيدا كرد.

كاركرد رواني دين :

دين و سلامت روان هر دو به منزله يك سيستم با عوامل بي شماري در ارتباط هستند آن طوريكه اندرزدانان مي گويند در گذشته هاي دور و حتي در حال حاضر در بعضي ارتباط مسئوليت درمان بيماران با افرادي است كه با نيروي ما فوق طبيعي كار مي كنند. به عقيده ي دكتر بوالهدي مذهب ، روانشناسي و روانپزشكي از بدو ظهور و گسترش فعاليتهاي خود اهداف مشتركي چون اصلاح احساسات و تفكرات و رفتارهاي فردي و گروهي داشته اند .

كاركرد دين از ديدگاه روانشناسان:

مروري بر بررسيهاي انجام شده نشان مي دهد كه داشتن اعتقادات مذهبي نقش مهمي در بالا رفتن قدرت تحمل افراد در رويارويي با مشكلات و فشارهاي رواني دارد براي مثال دريك بررسي كه از دانشجويان به عمل آمده به اين نتيجه رسيده اند كه دانشجويان مذهبي كمتر از جدايي عاطفي و دوري از والدين خود رنج مي برند بدين دليل كه آنها باور دارند كه منبع قدرت مندي چون خدا حامي آنهاست همچنين همبستگي منفي بين مذهبي بودن واحساس تنهايي يافته است .

آرامش در قرآن كريم :

دستيابي به آرامش واقعي يكي از خواسته هاي هميشگي بشر بوده است ودراين راستا انسان در طول تاريخ تلاشها ورنج هاي بسياري را به جان دل پذيرفته است بي شك بخش وسيعي از تلاشها ي علمي بشر و كشف رازهاي ناگشوده جهان طبيعت به منظور دسترسي به امكاناتي بوده است كه آرامش و آسايش را براي انسان به ارمغان آورد از سوي ديگر مطالعات آكادميك و تحقيقات روانشناسي پيرامون آرامش و اضطراب و عوامل و موانع هر يك بخش قابل توجهي از پژوهش هاي علوم انساني را به خود اختصاص داده است .

در سالهاي اخير كوشش هاي زيادي در زمينه روان درماني افرادي كه دچار بيماريها ي رواني و اضطراب هاي شخصيتي و عدم تعادل آن هستند انجام شده است و دراين زمينه روش هاي مختلفي براي روان درماني پديد آمده است كه هيچ كدام موفقيت مورد انتظار را در از ميان بردن يا پيشگيري از بيماري هاي رواني كسب نكرده است برخي از تحقيقات نشان مي دهد كه ميانگين درمان از 70درصد تجاوز نمي كند .وانگهي حال عده اي از بيماران پس از روان درماني گاه بدتر هم شده ويا بيماري پس از مدتي باز گشته است از اين رو روانشناسان به دنبال يافتن علت اين امر برآمدند و ازطريق آمارگيري به اين نتيجه رسيدند كه مهمترين عامل در درمان بيماريها ي رواني ((دين )) است و در صد بهبودي بيماراني كه معتقد به دين هستند بسيار بيشتر از ديگران است .لذا آنان بر اين باورند كه ((ايمان بدون شك موثرترين درمان بيماريها ي رواني بويژه اضطراب و افسردگي است )) ويليام جيمز فيلسوف وروان شناس آمريكايي مي گويد در ايمان نيرويي است كه بايد براي كمك به انسان در زندگي وجود داشته باشد فقدان ايمان زنگ خطري است كه ناتواني انسان را در برابر سختي ها ي زندگي اعلام مي دارد. كارليانگ روان كاو مي گويد (( درطول سي سال گذشته افراد زيادي ازمليت هاي مختلف جهان متمدن با من مشورت كردند و من صدها تن از بيماران را معالجه ودرمان كرده ام اما از ميان بيماران كه در نيمه دوم عمر خود به سر مي برند ( يعني از سي وپنج سالگي به بعد ) حتي يك بيمار را نيز نديدم كه اساسا مشكلش نياز به گرايش ديني درزندگي نباشد . به جرات مي توانم بگويم كه تك تك آنان به اين دليل قرباني بيماري رواني شده اند كه آن چيزي را كه اديان موجود در هر زمان به پيروان خود مي دهند نداشتند و تك تك آنان فقط وقتي به دين و ديدگاههاي ديني باز گشته بودند به طور كامل درمان شدند .بنابراين حتي جوامع غربي هم متوجه شده اند كه براي درمان بيماري هاي روحي بايد به دين پناه برد و چون دين اسلام خاتم اديان واكمل اديان است پس منشاء اصلي آرامش را بايد درآن جست .قرآن كريم كه بزگترين معجزه پيامبر اكرم (ص) است و تمام آنچه را كه بشر براي هدايت نياز داشته در آن داده شده است كاملترين نسخه براي آرامش روح است از اين رو بر آنيم تا با نگاهي اجمالي ديدگاه قرآن را در مورد آرامش و عوامل آن را مورد بررسي قرار دهيد:

عوامل آرامش در قرآن :

قرآن كريم اموري را به عنوان آرامش معرفي مي كند مانند نماز ، تلاوت قرآن ، اهل بيت (ع)، توكل ،صبر ،تقوا ،توبه ، مطالعه تاريخ انسانها ي بزرگ ، عمل صالح ، تسليم بودن در مقابل خدا ، انفاق،زكات و... اما با توجه به آيه شريفه آگاه باشيد ، تنها با ياد خدا دلها آرامش مي يابد .كه تنها چيزي كه موجب آرامش روح است ياد وذكرخداي متعال است وامورديگري كه قرآن كريم از آنها ياد كرده است به (( ذكر و ياد خداوند متعال )) بر مي گردد . انسان سر تا پا احتياج و فقر است .پيوسته كمبود فعلي و خوف از آينده او را در اضطراب و دلهره نگاه مي دارد از اين لحاظ طوفان سهمگين نگراني ،پيوسته در باطن اودر حال وزيدن است اما وقتي كه خدا را به نظر مي آورد و آن قدرت بي پايان و فضيلت و كمال مبداء فياض را در نظر مجسم مي كند آلام و مصائب ونگراني در قلب او خنثي مي شود و احساس آرامش مي كند و مي داند به منبع جلال و كبريايي تكيه كرده كه مي تواند او را به سعادت برساند و از هر حادثه نگهداري كند .هر گاه انسان به اين مرحله دست يافت و روح او آرام گشت خداوند از او خشنود و او از خداوند خشنود مي شود تو (( اي روح آرام يافته به سوي پرودگارت باز گرد در حالي كه هم تو از او خشنودي و هم او از تو خشنود است )) اما در اينكه چه چيزهايي باعث ياد خداوند در روح آدمي مي شود . قرآن امور زير را معرفي مي كند :

1-نماز)) : نماز را براي ياد من به پاداريد ))نماز بزرگترين ومهمترين پيوند ميان خلق با خالق و موثرترين راه براي فراموش نكردن ذات پاك اوست .نماز بهترين وسيله ياد خداست درآيه فوق به يكي از فسلفه هاي مهم نماز اشاره شده است و آن اينكه انسان در زندگي اين جهان با توجه به ((عوامل غافل كننده )) نياز به تذكر وياد آوري دارد .نماز اين وظيفه مهم را بر عهده دارد .كسي كه در ابتداي روز قبل از هر چيز به سراغ نماز مي رود و پس از چند ساعت كار و تلاش و چه بسياري ميان او و ياد خدا جدايي افتاد ناگهان ظهر مي شود و به نماز مي ايستد دوباره مشغول كار روزانه اش مي شود و در انتهاي روز هم باز ارتباط خود را با خدايش برقرار مي كند لذا همواره به ياد خداست و با ذكر او آرامش بر زندگي اش حكم فرماست .

2-تلاوت قرآن : (( سوگند به قرآني كه داراي ذكر است ))‌قرآن هم خودش ذكر است و هم داراي ذكر ، ذكربه معني يادآوري و زدودن غفلت از صفحه دل ، ياد خدا وند ،ياد نعمت هاي او ، ياد دادگاه بزرگ رستاخيزو ياد هدف خلقت انسان ، آري عامل مهم بد بختي انسان ها فراموشي و غفلت است وقرآن مجيد آن را زائل مي كند .

3-اهل بيت (ع) :اهل بيت (ع) دركنارپيامبر (ص) صاحب عصمت كبري و ملك عظيم ،و عباد مخلص خدا و پيشتاز در امر دين و نگهبان حريم ديانت و آسمان معنويت مي باشند كه مقام نظارت بر عملكرد بندگان خدا را در دنيا و آخرت بر عهده دارند آنان ترازوهاي قسط و عدل و حاكمان روز جزا مي باشند .

اهل بيت نبوت (ع) مظاهر تام اسماء وصفات خداوند ،وواسطه فيض حق براي خلائق مي باشند كه انبياء و اولياء عظام نيز ، بي نياز از توسل به اين وسائط عظيم الهي نمي باشند از اين رو توسل به آنان موجب قرب به خدا و در تنيجه آرامش انسان است .(( اگر نمي دانيد از آگاهان بپرسيد )) ذكر يكي از اساس قرآن است پس در اهل ذكر (( يعني كساني كه اهل قرآن مي باشند كه عنواني واقعي و مورد تاييد الهي مي باشند چرا كه با تو جه به آيه شريفه به عنوان مرجع پاسخ گويي به سوالات مردم معرفي شده اند و ((اهل ذكر )) اهل قرآني هستند كه سخنانشان موجب علم به دين وعملشان موجب تذكر به حقيقت دين مي باشد .دراين آيه شريفه خداوند مي فرمايد : از اهل ذكر سوال كنيد اگر نمي دانيد با اينكه ندانستن اقتضا مي كند انسان از اهل علم بپرسد نه از اهل ذكر اين تعبير (اهل ذكر ) بدان جهت بيان شده كه از اهل علمي بايد سوال كرد كه انسان را به ياد خدا بيندازند .كه مصداق كاملش اهل بيت (ع) هستند از پيامبر (ص) روايت شده كه مراد از ((اهل ذكر )) ائمه (ع) هستند .

1-ايمان :الف – ايمان به خدا : كساني كه ايمان آوردند (مسلمانان ) ويهوديان و نصاري و سائبان (پيروان يحيي يانوح يا ابراهيم ) آنها كه ايمان به خدا و روز رستاخيز آورده اند و عمل صالح انجام داده اند پاداش آنها نزد پروردگارشان مسلم است و هيچ گونه ترس وغمي براي آنها از آينده و گذشته نيست (و هر كدام از پيروان اديان كه در عصر وزمان خود بر طبق وظايف خويش عمل كرده اند ماجورند ) نگاه قدسي انسان مومن به جهان اورا در زندگي جهت و هدف بخشيده از احساس دردناك پوچي مي رهاند .قدرت روياروي با هر گونه فشار را به او مي بخشد :(و مي گويند ) (( بارالهااينها را بيهوده بيافريده اي منزهي توما را از غذاب آتش نگاه دار ))

اي بندگان من، امروز نه ترسي بر شماست و نه اندوهگين مي شويد . همان كساني كه به آيات ما ايمان آوردند و تسليم بودند .اولياء ودوستان راستين خدا از هر گونه وابستگي و اسارت به جهان ماده آزادند وزهد به معني حقيقي اش بر وجود آنها حكومت مي كند نه با از دست دادن امكانات مادي جزع وفزع مي كنند و نه ترس از آينده در اين گونه مسائل افكارشان را به خود مشغول مي دارد .بنابراين غم ها و ترس هايي كه ديگران را دائما در حال اضطراب و نگراني نسبت به گذشته و آينده نگه مي دارد .در آنها راه ندارد . روحشان بزرگتر و فكرشان بالاتر از آن است كه اين گونه حوادث در گذشته وآينده در آنها اثر بگذارد به اين ترتيب امنيت و آرامش واقعي بر وجود آنها حكمفرماست .

ب- ايمان به آيات خدا : اي بندگان من امروز نه ترسي بر شماست و نه اندوهگين مي شويد .همان كساني كه به آيات ما ايمان آوردند و تسليم بودند منظور از آيات همه آن چيزهايي است كه بر وجود خداي تعالي دلالت مي كند چه پيغمبر باشد .چه كتاب ، چه معجزه و چه چيزهاي ديگر .

ج- ايمان به معاد : انساني كه معاد را قبول دارد زندگي او هدفدار است وبراي رسيدن به هدف كه همان رستگاري و سعادت ابدي است تلاش مي كند و دراين راه تمام مشكلات را به جان مي خرد چون مي داند كه پاداش اين سختي ها به او داده مي شو د لذا تحمل گرفتاري ها برايش آسان است هر گاه به خداوند يگانه و روز جزاء ايمان بياورند و عمل صالح انجام دهند نه ترسي بر آنهاست و نه غمگين خواهند شد .

ذ- ايمان به رزاق بودن خدا : ( واگر از فقرمي ترسيد ،خداوند هر گاه بخواهد شما را به كرمش بي نياز مي سازد (و از راه ديگر جبران مي كند خداوند داناو حكيم است ) يكي ازفرمان هايي كه علي (ع) در مراسم حج سال نهم هجرت ، به مردم مكه ابلاغ كرد اين بود كه از سال آينده هيچ يك از مشركان حق ورود به مسجد الحرام را ندارند بعد از ابلاغ اين دستور مسلمانان ترسيدند كه اجراي اين حكم باعث كسادي بازارهاي آنها مي شود .لذا خداي تعالي ساكنان مكه و آن كساني كه در موسم حج در مكه تجارت داشتند رابشارت مي دهد كه از اجراي حكم نتر سيد خداوند به زودي شما را از فضل خود بي نياز مي كند .

5- مطالعه تاريخ زندگي انسان هاي بزرگ : داستان زندگي شجاعانه پيامبران از عوامل آرامش شمرده شده است : مااز هر يك از سر گذشت هاي انبياء را براي تو باز گو كرديم تا به وسيله آن ، قلبت را آرامش بخشيم ،(و ارادات قوي گردد ) و دراين – اخبار و سر گذشت ها براي تو حق است و براي مومنان موعظه و تذكر .

تثبيت قلب پيامبر (ص) و تقويت اراده او كه در اين آيه به اين اشاره شده يك امر كاملاً طبيعي است زيرا ، مخالف هاي سر سختانه دشمنان لجوج و بي رحم خواه نا خواه در قلب پيامبر (ص ) اثر مي گذاشت او هم انسان وبشر بوده اما براي اينكه هر گز كمترين گرد وغبار نوميدي و ياس بر قلب پاك او ننشيند و اراده آهنينش از اين مخالف ها و كارشكني ها به ضعف نگرايد .خداوند داستانهاي انبياء ومشكلات كار آنها و مقاومت هايشان را د ر برابر اقوام لجوج و پيروي آنها را يكي پس از ديگري شرح مي دهدتا روح ودل پيامبر (ص) و همچنين مومنان كه دوشادوش او دراين پيكار بزرگ شركت دارند هر روز قوي تر از روز قبل باشد . ياد اولياي پاك الهي خود نوعي ياد خدا بوده ، آرامش برخاسته از آن را در پي دارد از اين روي امام صادق (ع) در «تفسير آيه 28 رعد /13» مي فرمايد دل ها با ياد محمد (ص) آرام مي گيردكه ياد محمد همان ياد خداست .

6-توكل : موسي گفت )) اي قوم من اگر شما به خدا ايمان آورده ايد بر او توكل كنيد اگر تسليم فرمان او هستيد ))تمام هستي تحت قدرت و فرمان خداست ((حكومت جهان هستي به دست اوست و او بر هر چيز تواناست ))‌و تمام مصائبي هم كه در زمين رخ مي دهد همچون زلزله ها ، سيل ها ، طوفان ها، مرگ و مير ها و همه آنها از قبل مقدر شده است .

((هيچ مصيبتي (ناخواسته ) در زمين و نه دروجود شما روي نمي دهد مگر اينكه همه آنها قبل از آنكه زمين رابيافرينيم در لوح محفوظ مكتوب وثبت است واين امر براي خدا آسان است اين براي آن است كه براي آنچه از دست داده ايد تأسف نخوريد و به آنچه به شما داده است دلبسته و شادمان نباشيد وخداوند هيچ متكبر فخرفروشي رادوست ندارد))بنابراين بايد تنها براو توكل كرد و ازاو استمداد طلبيد. ((واز كافران ومنافقان اطاعت مكن ،وبه آزارهاي آنها اعتنا منما بر خدا توكل كن و همين بس كه خدا حامي و مدافع (تو) است ))تاريخ مي گويد :پيامبر(ص) ومومنان نخستين همچون كوه درمقابل انواع آزارها ايستادگي به خرج دادند وهر گزننگ تسليم وشكست را نپذيرفتند وسرانجام دراهداف خود پيروز شدند .دليل اين مقاومت وپيروزي همان توكل به خدا واعتماد بر ذات پاك اوبود خدايي كه همه مشكلات در برابر اراده اش سهل وآسان است . آري كافي است كه پشتيبان وپناهگاه انسان چنين خداي باشد ((از نافرماني خدا بپرهيزيد ومومنان بايد تنها بر خدا توكل كنند ))روشن است منظور از توكل اين نيست كه انسان به بهانه واگذاري كارش به خدا شانه از زير بار مسئوليت ها خالي مي كند ويا تسليم حوادث گردد بلكه منظور اين است كه درعين به كار گرفتن تمام قدرت ونيرو اولاً توجه داشته باشدكه آنچه دارد از خوداو نيست وازناحيه ديگري است و به اين وسيله روح غرور و خودبيني رادر خود بكشد ثانيا هرگز از بزرگي حوادث ومشكلات نهراسد ومايوس نشود وبداند تكيه گاهي دارد كه قدرتش بالاترين قدرت هاست .

7- عمل صالح : كساني كه اعمال صالح انجام مي دهند و مطيع فرمان خدايند چون به وظيفه خود عمل كرده اند اضطراب ونگراني ندارند (هر گاه به خدا وروزحساب ورستاخيز ايمان آوردند وعمل صالح انجام دهند پاداششان نزد پروردگارشان مسلم است وهيچ گونه ترس واندوهي براي آنها نيست).

8- تسليم بودن دربرابر خدا :اگرانسان خود را عبد و خداي متعال را مولي ومالك خود بداند همواره تسليم فرمان اوست وهيچ گاه ازفرمان اوسرپيچي نمي كند درنتيجه احساس مي كند مولايش از او راضي است و همين باعث آرامش خاطر او مي شود ((آري كسي كه روي خود را تسليم خداكند ونيكوكار باشد پاداش او نزد پروردگارش ثابت است ،نه ترسي بر آنهاست ونه غمگين مي شوند )).

9- انفاق : تاكيد فراوان آموزه هاي ديني بر هم ياري با ديگران وكمك مالي ومعنوي به آن ها در قالب انفاق ، صدقه ، هديه ، ايثار ، گذشت ، عفو، بخشش و ...دراين جهت قابل فهم است .اين اعمال افزون بر تقويت حس نوع دوستي در نهاد انسان ، حالت هاي انفعالي نفرت و كينه توزي و انگيزه هاي ستم و تجاوز وتمايل به خود خواهي را ريشه كن مي سازد درنتيجه از فشارهاي روحي ورواني انسان مي كاهد .كساني كه اموال خود را در راه خدا انفاق مي كند سپس به دنبال انفاقي كه كرده اند منت نمي گذارند و آزاري نمي رسانند پاداش آنها نزد پروردگارشان (محفوظ ) است .((نه ترسي دارند و نه غمگين مي شوند ))

10- خدا محوري واستقامت بر آن : كسي كه در همه امور زندگي اش خدا را محور قرار دهد آرامش خاصي بر زندگي او حكم فرماست زيرا بر محور استواري تكيه كرده است

كساني كه گفتند : (( پروردگار ما الله است سپس استقامت كردند نه ترسي براي آنان است و نه اندوهگين مي شوند ))

11- پيروي ازهدايت خداوند : اطاعت از خداوند حس انتساب واستناد به خدا را همواره درانسان زنده كرده واورا احساس بي هويتي مي رهاند .((هر گاه هدايتي از طرف من براي شما آمده كساني كه از آن پيروي كنند نه ترسي بر آنهاست ونه غمگين شوند ))

12- پرداخت زكات : انجام واجبات واداي الهي حس بندگي و قرب به خدا را در انسان زنده نگه مي دارد و باعث آرامش خاطر وحس اداي وظيفه مي شود ((كساني كه ايمان آوردند و اعمال صالح انجام دادند و نماز را بر پا داشتند

 

 
    
 
       ::        :: کلیه حقوق برای نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری دانشگاه علوم پزشکی تهران محفوظ می باشد.
     Powered by MSMSoft